۱۳۸۸ اردیبهشت ۳۱, پنجشنبه

مراحل حافظه

صطلاح حافظه مفهومی کلی دارد و به آن گروه از جریانات روانی که فرد را به ذخیره کردن تجارب و ادراکات و یادآوری مجدد آنها قادر می‌سازد، اطلاق می‌شود. بر این اساس گفته می‌شود که حافظه سه مرحله دارد: رمز گردانی ، اندوزش و بازیاب. مقصود از رمز گردانی تبدیل اطلاعات فیزیکی به نوعی رمز قابل قبول برای حافظه است. اندوزش عبارت است از نگهداری اطلاعات رمزگردانی شده و بازیابی فرایندی است که از طریق آن اطلاعات به هنگام نیاز از حافظه فرا خوانده می‌شوند.
نگاه اجمالی
به نظر می‌رسد ما آدمیان هر چه داریم یا هر چه که هستیم از برکت حافظه (Memory) است. حافظه پدیده‌های بیشمار هستی را در کل واحدی یکپارچه می‌کند. اگر نیروی پیوند دهنده و وحدت ‌بخش حافظه نبود، هوشیاری انسان به لحظه‌های زندگی‌اش تجزیه می‌شد. مطالعات زیادی در حوزه حافظه صورت گرفته و امروزه روان شناسان برای حافظه انواع مختلفی قائل هستند که ساده‌ترین آن تقسیم حافظه به «حافظه کوتاه مدت» (Short-Term Memory) و حافظه بلند مدت (Long-Term Memory) است. اما حافظه در هر نوعش یک چیز مشترک دارد و آن «مراحل حافظه» هم در حافظه کوتاه مدت و هم در حافظه بلند مدت مراحل حافظه وجود دارند. اگر چه از لحاظ «روانشناسی و زیست شناسی» کارکردها و ساختارهای متفاوتی را شامل می‌شوند.
تاریخچه
حافظه از نظر فلسفه کلاسیک یکی از توانائی‌ها یا قوای ذهنی است. از این رو قرنها اعتقاد بر این بود که بعضی از مردم حافظه بد و بعضی دیگر حافظه خوب دارند. امروزه کمتر بر حافظه به عنوان قوای ذهنی تاکید می‌شود، بلکه تاکید بیشتر بر شرایطی است که رمزگردانی ، اندوزش و بازیابی را تسهیل می‌کند. « نورمن » (Norman,D.A) از جمله روانشناسانی است که در نظریه خود تحت عنوان پردازش اطلاعات در یادگیری بر اهمیت حافظه و مراحل آن تاکید دارد.
نقش و تاثیر در زندگی
همه یادگیریها نشانی از حافظه دارند. اگر ما تجربه‌هایمان را به کلی فراموش می‌کردیم، نمی‌توانستیم چیزی یاد بگیریم، چرا که در این صورت زندگی ما متشکل تجربه‌های گذرایی می‌شد که هیچگونه پیوندی بین آنها وجود نداشت و حتی از عهده یک مکالمه ساده هم بر نمی‌آمدیم. برای ایجاد ارتباط با دیگران شما باید اندیشه‌هایی را که می‌خواهید، بیان کنید و همچنین مطلبی را که چند لحظه پیش شنیده‌اید، به یاد آورید. این مورد تنها یک مورد ساده از تاثیر حافظه در زندگی روزمره انسان است. روشن است در عظیم‌ترین یافته‌های علمی ، پیشرفتهای فنی و ... ردپای حافظه و تاثیر آن کاملا پیداست.
مراحل اصلی حافظه
بسته به اینکه اندوزش مطالب برای چند ثانیه (حافظه کوتاه مدت) یا برای مدت طولانی‌تری (حافظه بلند مدت) مورد نظر باشد، شیوه کار مراحل حافظه متفاوت خواهد بود. بطور کلی در مرحله رمزگردانی ، اطلاعات به شکل معینی یا به صورت رمز معینی در حافظه اندوخته می‌شوند.
رمز گردانی در حافظه کوتاه مدت به صورت رمز صوتی ، دیداری و یا شنیداری است، ولی در حافظه بلند مدت به صورت رمز معنایی است.
در مرحله اندوزش اطلاعات رمز گردانی شده در حافظه نگهداری می‌شوند. میزان مواد اندوخته شده بسته به نوع حافظه متفاوت خواهد بود. گنجایش حافظه کوتاه مدت برای اندوزش مطالب ماده است، در حالی که گنجایش حافظه بلند مدت نامحدود است.
در مرحله بازیابی پی‌گردی در حافظه اتفاق می‌افتد و این پی‌گردی در حافظه کوتاه مدت با سرعت بسیار زیاد انجام می‌گیرد. در واقع با چنان سرعتی که ما از آن آگاه نمی‌شویم. در حافظه بلند مدت سرعت بازیابی بر حسب نوع طبقه بندی مطالب در حافظه ، مدت زمان سپری شده از زمان اندوزش تا بازیابی و دیگر عوامل متفاوت خواهد بود.
اساس زیستی مراحل حافظه
مراحل مختلف حافظه ساختارهای مختلفی در مغز دارند. گویاترین شواهد در این زمینه حاصل بررسی‌هایی است که در آنها از طریق عکسبرداری از مغز به جستجوی تفاوتهای «عصب شناسی ، کالبد شناسی» بین مراحل رمز گردانی و بازیابی پرداخته‌اند. در این آزمایشها آزمودنی‌ها در بخش اول (رمزگردانی) مطالبی را می‌خواندندو در بخش دوم بازیابی اطلاعات خوانده شده را بازیابی (فراخوانی) می‌کردند و همان حال بوسیله «پی.ای.تی»(P.E.T) فعالیت مغزیشان ثبت می‌شد. یافت‌ها نشان داد که در جریان خواندن مطالب (رمزگردانی) بیشتر نواحی نیمکره چپ مغز و در جریان فراخوانی (بازیابی) اطلاعات بیشتر در نیمکره راست مغز فعال می‌شود. بنابراین تمایز بین مراحل رمز گردانی و مرحله بازیابی اساس زیستی مشخصی دارد.
فراموشی و مراحل حافظه
فراموشی با مراحل حافظه رابطه تنگاتنگی دارد. اگر در هر یک از این سه مرحله خطایی صورت گیرد، دیگر مطالب آموخته شده یا وقایع و چیزها به خوبی بازیابی نخواهند شد. برای مثال اگر برای بار دوم نام فردی که با او آشنا شدید را نمی‌توانستید به یاد بیاورید، این احتمال وجود دارد که این ناتوانی ناشی از وقوع خطا در هر یک از سه مرحله مورد نظر باشد. امروزه اغلب پژوهش‌ها درباره حافظه هدفشان اینست که عملیات ذهنی هر یک از این مراحل را مشخص کنند و توضیح دهند که چگونه ممکن است در هر یک از این عملیات اشکالی پیش آید و به خطای حافظه منجر شود. در نظریه‌های حافظه ، فراموشی ناشی از وقوع خطا در یک یا چند مرحله از این مراحل سه‌گانه شناخته می‌شود.
چشم انداز بحث
مبحث حافظه و مراحل آن هر چند عمدتا مورد توجه روان شناسان می‌باشد، اما از لحاظ اینکه اساس بیولوژیکی برای حافظه شناخته شده است، به علوم عصب فیزیولوژیک نیز مرتبط است. بر اساس این نظریه در طول گذر اطلاعات از سه مرحله حافظه تغییرات بیولوژیکی در یاخته‌های عصبی اتفاق می‌افتد. روانشناسی تربیتی نیز جهت بهبود فرایند یادگیری از یافته‌های مربوط به پژوهشهای حافظه استفاده می‌کند. امروزه شیوه‌های نوین برای بهسازی حافظه با استفاده از بهبود شرایطی که منجر به تحکیم عمل هر یک از مراحل حافظه می‌شود، بکار می‌روند.بطور کلی شناخت مراحل حافظه و ویژگیهای هر یک از مراحل و اینکه چگونه در هر یک از این مراحل تغییراتی روی اطلاعات اعمال می‌شود، متخصصان را در شناسایی علل فراموشی و درمان آنها ، شیوه‌های بهسازی حافظه به صورت شیوه‌های مناسب برای رمز گردانی بهتر ، نگهداری طولانی‌تر و بازیابی سریعتر مفید فایده خواهد بود.

نظریات یادگیری


یک نظریه یادگیری عبارت است از مجموعه‌ای از اصول و قوانین در زمینه فرایند یادگیری. نظریات یادگیری به بررسی فرآیند یادگیری می‌پردازند و تلاش می‌کنند چگونگی یادگیری و عوامل موثر بر آن را مورد بررسی قرار دهند. برای رسیدن به این هدف هر یک از صاحبنظران این مساله را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داده‌اند که موجب بوجود آمدن نظریات مختلف در زمینه یادگیری شده است.
تاریخچه
بحث نظریات یادگیری از یک میراث غنی و متنوعی برخوردار است. قریب صد سال پیش مبحث یادگیری زیر سلطه نظریات فلسفی قرار داشت. از جمله فلسفه ارسطو و افلاطون. با نخستین بررسی‌های آزمایشی که توسط « ابینگهاوس » ، « پاولف » و « ثرندایک » به عمل آمد، روشهای تحقیق در علوم طبیعی در مسائل یادگیری نیز مورد استفاده قرار گرفت و بر مبنای انبوه مدارک علمی که حاصل کار آزمایشگاههای روان شناسی در نقاط مختلف جهان بود، نظریه‌های جامعتر و اصول دقیق‌تری در مبحث یادگیری ارائه گردید.
سیر تحولی و رشد
در طول تحول و رشد مباحث مربوط به یادگیری ، دو مکتب مهم شکل گرفت: نظریات رفتاری و نظریات شناختی.
نظریات رفتاری
بنیانگذار این مکتب « جان. بی واتسون » (Watson,J.B) در سال 1913 است. این مکتب بر مبنای جهان بینی تجربه گرایی معتقد است که تجربه تنها منبع اصلی دانش و یادگیری است و یادگیری از راه کسب تجربه صورت می‌گیرد. برای روان شناسان رفتاری موضوع مهم علم روانشناسی رفتار آشکار است و کسب رفتار را غالبا با فرایندهای شرطی سازی توضیح می‌دهند. این روان شناسان به اهمیت تمرین ، تقویت و مجاورت در یادگیری تاکید دارند.
نظریات شناختی
در حدود همان زمانی که رفتارگرایان نظریه خود را در آمریکا گسترش می‌دادند، گروه کوچکی از روانشناسان آلمانی به اهمیت ادراک با بینش و تشخیص فرد و بطور کلی عوامل درونی در یادگیری تاکید می‌کردند. نظریات گشتالت (Geshtalt) ، پیاژه (Piaget,J) و لوین (Levin,K) از جمله نظریات شناختی یادگیری هستند.در سالهای اخیر گروهی از روان شناسان با تاکید بر هر دو عامل درونی و بیرونی ، مکتب دیگری تحت عنوان مکتب رفتاری _ شناختی پایه ریزی کردند. بندورا (Bandura,A) ، ماهونی (Mahonni) و آرنکوف (Arenkov) از جمله این روانشناسان هستند. از نظریات دیگری که بعد از این مکاتب شکل گرفت، می‌توان به نظریه عصبی فیزیولوژیک یادگیری و نظریه خبرپردازی اشاره کرد.
نقش و تاثیر در زندگی
یادگیری اساس فهم رفتار است. از آنجایی که اکثریت رفتارهای آدمیان یاد گرفته می‌شوند، بررسی اصول یادگیری به ما کمک می‌کند تا علت رفتارهایمان را بشناسیم. آگاهی از شیوه‌های یادگیری نه تنها در فهم رفتار بهنجار به ما کمک می‌کند، بلکه امکان درک بیشتر شرایطی را که منجر به رفتار ناهنجار می‌شود را نیز به ما می‌دهد و در نتیجه روشهای موثر روان درمانی بوجود می‌آید. روشهای فرزندپروری نیز می‌توانند از اصول یادگیری بهره‌مند گردند.استفاده از اصول و قوانین ارائه شده توسط نظریات یادگیری در اعمال شیوه‌های تربیتی مناسب برای برخورد با کودکان نقش اساسی دارد. افزون بر این بین اصول یادگیری و روشهای آموزشی رابطه نزدیکی وجود دارد. شیوه‌های آموزشی کلاسها و مدارس عمدتا بر مبنای اصول یادگیری انجام می‌شوند.
ارتباط با سایر مباحث
مبحث یادگیری و نظریات مربوط به آن همچون سایر حوزه‌های روان شناسی از ارتباط تنگاتنگی با فلسفه برخوردار است. آنچه امروزه تحت عناوین نظریات یادگیری مطرح است، در مسیر مباحث فلسفی پرورده شده و به شکل و محتوای کنونی رسیده است. رفتارگرایی فعلی شکل امروزی تداعی گرایی است که ابتدا ارسطو آن را ابداع کرد و بعدها به وسیله لاک ، برکلی و هیوم به آن شاخ و برگ داده شد. نظریات شناختی فعلی ریشه در مباحث افلاطون دارد و از طریق دکارت ، کانت و روانشناسان قوای ذهنی به ما رسیده است و نظریات عصبی فیزیولوژیک سیر پژوهشی جاری است که با تفکیک ذهن از بدن بوسیله دکارت آغاز گردید.از سوی دیگر پیوند نظریات یادگیری با کشفیات علوم زیستی کاملا روشن است. بررسیهای تجربی در حوزه علوم زیستی و فیزیولوژیک ، وجود ارتباط نزدیک بین یادگیری و تغییرات بیولوژیک در یاخته‌های عصبی را اثبات می‌کنند. افزون بر این ، بررسیها و اصول نظریات یادگیری از لحاظ کاربردی با علوم تربیتی و اجتماعی ارتباط می‌یابد.
کاربردها
بر این اساس امروزه از نظریات یادگیری بطور وسیع در حوزه آموزش و پرورش به صورت طراحی و اجرای صحیح برنامه‌های آموزشی و شیوه تدریس ، روانشناسی کودک ، آسیب شناسی روانی و روان درمانی ، برنامه ریزی‌های اجتماعی و ... استفاده فراوان به عمل می‌آید.با تاکید صاحبنظران به ویژه در زمینه آموزش و پرورش بر استفاده کاربردی از نظریات یادگیری در فرایند آموزش ، انتظار می‌رود این حوزه از روان شناسی ، گستردگی بیشتری چه از لحاظ نظری و چه از لحاظ کاربردی بدست بیاورد.

روانشناسی تربیتی

دید کلی :
تربیت معادل اصطلاح انگلیسی education است که گاهی نیز به پرورش ترجمه شده است. در هر حال تربیت عبارت است از جریانی منظم و مستمر که هدف آن کمک به رشد جسمانی ، شناختی ، روانی ، اخلاقی و اجتماعی یا بطور کلی رشد شخصیت افراد در جهت کسب هنجارهای مورد پذیرش جامعه و نیز کمک به شکوفا شدن استعدادهای آنهاست. به این ترتیب واژه تربیت معنی کلی‌تری می‌یابد و از آنجا که نظام تربیتی ، نظامی گسترده است، روان شناسی تربیتی در بدو تاسیس عمده زمینه‌های تربیت را شامل می‌شد، اما با رشد سایر حوزه‌های روان شناسی حیطه عمل آن محدودتر گشته و تنها مسائل تربیتی مربوط به شرایط آموزشگاهی و آموزش را شامل شد.
تاریخچه:
از زمانی که « ویلهلم وونت » (Willhelm Wundt) در سال 1879 آزمایشگاه روان شناسی خود را در دانشگاه لایپزیک تاسیس نمود، همه پژوهشهایی که از آن پس در مورد مسائل رشد آدمی ، تفاوت فردی ،هوش، انگیزش ، یادآوری و فراموشي، ارزشیابی تحصیلی ، شیوه‌های یادگیری و هر نوع پژوهشی که با آموزش و پرورش ارتباط داشته است، انجام گرفتند، ستون اصلی روان شناسی تربیتی را تشکیل می‌دهند. نخستین کتاب روان شناسی تربیتی که به وسیله « ثرندایک » (Thorndike,E.L) در سال 1913 انتشار یافت، به تحقیق در مورد طبیعت و فطرت آدمی تفاوتهای فردی و قانونهای یادگیری پرداخت و مسائل آموزشی را با روشهای علمی توصیفی و آزمایشی مورد بررسی قرار داد.
نقش و تاثیر در زندگی :
امروه رونق اقتصادی ، پویائی فرهنگی ، آسایش عمومی و بطور کلی توانائی صنعتی و خودکفائی هر جامعه‌ای به نظام آموزشی برتر و پیشرفته‌تر آن وابسته است. زمانی که به دستگاههای عظیم آموزشی در کشورهای قدرتمند جهان نظر بیافکنیم، مشاهده می‌کنیم که چه نیروی بزرگی و با چه برنامه‌های سنجیده‌ای برای تربیت و آموزش کودکان و نوجوانان ، کارگران فنی ، مهندسان ، حسابداران ، مدیران ، معلمان و بسیاری متخصصان دیگر دست‌اندرکارند و برای تربیت مدرسان و کارشناسان هر یک از این رشته‌ها سازمانهای گوناگون دیگری با برنامه‌ها ، تکنیکها و روشهای خاص به فعالیت ادامه می‌دهند. موفقیت این سازمان آموزشی ، وابستگی تام به اجرای درست یافته‌ها و دستاوردهای روان شناسی تربیتی دارد.
ساختار :
ساختار عمل روان شناسی تربیتی بطور کلی در سه مرحله انجام می‌گیرد: در مرحله نخست که فعالیتهای پیش از آموزش نامیده می‌شود، مواردی چون بررسی اهداف شناختها و ویژگیهای یاد گیرنده را در برمی‌گیرد. در مرحله دوم یا فعالیتهای ضمن آموزش مسائلی چون انگیزش _ فرایند یادگیری ، ویژگیهای معلمان و تدریس موثر مورد بحث قرار می‌گیرد و آخرین مرحله یا فعالیتهای پس از آموزش ، به موضوع ارزشیابی از عملکرد اختصاص دارد.
شیوه عمل :
در هر یک از ساختارهای فوق ، روان شناسی تربیتی با استفاده از شیوه‌های پژوهش علمی به شناسایی مسائل تربیتی می‌پردازد. شیوه عمل آن هر چند کاملا از دسته پژوهشهای آزمایشی در علوم تجربی نیست، اما به روشهای علمی و دقیق اهمیت فراوان داده می‌شود.
ارتباط با سایر:
علوم روان شناسی تربیتی دانشی است که به دين ،فلسفه و پژوهشهای آزمایشگاهی وابسته است. به ویژه با روان شناسی علمی پیوندی استوار دارد. در این حوزه با روان شناسی رشد ، روان شناسی شخصیت ، روان شناسی کودک ، اندازه گیری و ارزشیابی و روان شناسی یادگیری مرتبط است.
کاربردها:
روان شناسی تربیتی نقش کارسازی در شناخت شاگردان ، تربیت معلمان و طرح و اجرای برنامه‌های آموزشی و پرورشی به عهده دارد. تدوین و طرح ریزی محتوای درسی سالهای مختلف تحصیلی بر پایه اصول و کشفیات روان شناسی تربیتی ، آشناسازی معلمان با شیوه‌های تدریس نوین که حاصل پژوهشهای روان شناسی تربیتی است و کاربست دیگر یافته‌های تربیتی در شرایط آموزشگاهی به بهبود عملکرد یاد گیرندگان و در نتیجه رسیدن به اهداف جزئی و کلی تربیتی در سطح فردی و جامعه خواهد شد.با شناخت تاثیر مهم یافته‌های این شاخه از علم در پیشرفت فرد و جامعه توجه بیشتری بر این علم مبذول می‌شود. استفاده از یافته‌های این علم سرعت بیشتری را در رشد علمی ، تکنولوژیک اقتصادی و ... جامعه خواهد داشت.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۲, سه‌شنبه

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه

نقاشي و خوشنويسي بچه ها

نقاشي ها و خوشنويسي هاي دانش آموزان ارديبهشت1388

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه

یونیسف


آشنایی با صندوق کودکان ملل متحد که اختصاراً یونیسف نامیده می شود

این سازمان با این اعتقاد تاسیس شد که : حمایت و توجه به کودکان اساس پیشرفت بشر است و توجه کافی در سنین کودکی باعث پایه گذاری شخصیت محکمتری برای آینده افراد است؛
و با این هدف که : بر موانعی چون فقر، خشونت، مرض و تبعیض در مسیر زندگی کودکان غلبه کند.
اکنون نیز با تکیه بر اعتبار جهانی اش سعی دارد به اصلاحات و عقاید جدید جامه عمل بپوشاند و با کمک و همیاری، شرایطی فراهم آورد که هر کودک بتواند زندگی اش را به خوبی شروع کند. برای دستیابی به اهداف فوق بیش از ۷۰۰۰ نفر در ۱۵۷ کشور مختلف مشغول فعالیت هستند.
این سازمان یونیسف است : صندوق کودکان سازمان ملل متحد.

انقلاب صنعتی و دوران جدید که مشخصه ویژه‌اش عقلانیت و علم محوری است، علی‌رغم تمام ارمغان‌هائی که برای بشریت همراه داشت وباعث رفاه، آگاهی و تجربه در نوع آدمی شد. لیکن سر منشأ بسیاری از بلایا و مصیبت‌ها نیز شد، چرا که از یک طرف، ثمرات این فرآیند فقط نصیب عده محدودی شد، و از طرف دیگر زیاده خواهی عده‌ای، دنیا را به سمت آشوب و بی‌سرو سامانی کشاند.بروز دو جنگ جهانی اول و دوم یکی از اثرات نامطلوب این پدیده بود که باعث آوارگی میلیون‌ها انسان از جمله کودکان شد.از طرفی دیگر وضعیت فقر و رفاه اکثر ملل به نحوی بود که نیاز به کار کودکان داشتند و از وضعیت بهداشتی نامطلوب رنج می‌بردند. این وضعیت به‌خصوص در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ قرن بیستم به شکل بسیار نگران کننده‌ای تبدیل شد.بیگار، استثمار سوء استفاده، فقر، بی‌سرپرستی، و نابه‌هنجاری‌های دیگر از معضلات اجتماعی گروه سنی کودکان بود، که سبب تهدید سلامت اجتماعی کودکان و نسل‌های آینده می‌شد. در این شرایط سازمان ملل متحد که اولین سال‌های عمر خود را تجربه می‌کرد، برای رسیدگی به وضعیت کودکان صندوق کمک به کودکان سازمان ملل متحد را به‌وجود آورد که اختصاراً یونیسف نامیده شد. این صندوق اینک با عضویت اکثریت کشورهای جهان خدمات فراوانی به جامعه بشری ارایه داده و سبب بهبود ساخص‌های اجتماعی مربوط به کودکان در همه جهان به‌ویژه کشورهای در حال توسعه گردیده است. این نوشتار کوتاه برای شناخت وظایف و عمل‌کرد یونیسف تنظیم شده است.● تاریخچه یونیسف
این سازمان توسط مجمع عمومی ملل متحد در ۱۱ دسامبر سال ۱۹۴۶ تاسیس شد و در ابتدا به عنوان صندوق بین المللی نیاز های ضروری کودکان شناخته شده بود. یونیسف برای انجام تعهداتش سه دوره مختلف را انتخاب کرد :
در سال های بعد از جنگ ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۰ با اعلام مرحله اول پروژه اش با عنوان : “احتیاجات ضروری” که در حقیقت عملیاتی سریع برای رساندن غذا، پوشاک و مایحتاج اولیه جهت حفظ سلامت کودکان سراسر دنیا، خصوصاً اروپا بود، کار خود را آغاز کرد.
با هزینه ای حدود ۱۱۲ میلیون دلار فعالیت های زیر را انجام داد : پخش پوشاک بین ۵ میلیون کودک در ۱۲ کشور جهان؛ واکسینه کردن ۸ میلیون کودک در برابر مرض سل و فراهم کردن غذای کمکی روزانه برای میلیون ها کودک در اروپا ، که یکی از بزرگترین فعالیت هایش به شمار می رود.
در طول سال های ۱۹۵۱تا ۱۹۶۰یونیسف به فعالیت های قبلی ادامه داد و هم زمان در جهت رسیدن به اهداف بلند مدت نیز برنامه ریزی کرد. برای حفظ سلامت کودکان، سلسله عملیاتی بر علیه بیماری های سل، جذام، مالاریا و بیماری های عفونی انجام داد. قوانینی برای بهداشت محیط وضع کرد و افراد را به شرکت در کلاس های آموزش پرستاری و مراقبت از سلامت کودکان تشویق کرد.
به منظور بالا بردن استاندارد تغذیه کودکان، یونیسف به کشورها کمک کرد تا مواد غذایی دارای پروتئین بالا را با قیمت ارزان پخش کنند.
به منظور تامین رفاه اجتماعی کودکان، کلاس های آموزشی تربیت فرزندان و بهبود وضع خانوادگی را برای مادران تشکیل داد. مراکز نگهداری روزانه از کودکان، مراکز مشاوره خانواده و کانون نوجوانان را تاسیس کرد. برای کارهای فوق مبلغ ۱۵۰ میلیون دلار هزینه شد.
در سال های ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۰ یونیسف سیاتش را با اتخاذ تصمیم کمک به کودکان ملیت های مختلف برای پیشرفت ملت ها، گسترش داد. این بخش از پروژه ” اهداف کشوری” نام گرفت. از این مرحله به بعد یونیسف بر طبق نیازهای طبقه بندی شده برای کودکان در هر ملیت اقداماتش را تکمیل کرد.
در این مرحله طبیعتاً یونیسف علاوه بر نیازهای مادی درگیر احتیاجات و مشکلات ذهنی، روانی و شغلی کودکان نیز شد. بنابراین کمک هایی در زمینه آموزش معلمان و اصلاح برنامه های تعلیم و تربیت، اختصاص مبلغی برای آموزش مهارتهای کاربردی و استفاده از تکنولوژی جدید انجام داد. در این دهه هزینه ای بالغ بر ۳۰۰ میلیون دلار مصرف شد.
به طور خلاصه، پروژه های یونیسف چشم اندازی از آینده یک کودک است، هر کودک فردی است که در آینده باعث بوجود آمدن “تغییرات اقتصادی و اجتماعی” خواهد شد.
در دهه هفتاد، یونیسف اقداماتش را با دولت ها هماهنگ کرده و سعی در بالا بردن کیفیت زندگی کودکان ملت های در حال توسعه داشت و تا سال ۱۹۷۵ سالیانه مبلغ ۱۰۰ میلیون دلار را برای این هدف تخصیص داد. به علاوه از شرکت های بین المللی و چندملیتی نیز تقاضای حمایت و کمک کرد.
هر چند که آمار موجود در ارتباط با تاریخچه فعالیتهای یونیسف تنها بیانگر بخش کوچکی از اقدامات مفید انجام شده توسط این سازمان است، اما به هر حال اشاره ای است به اهداف نهایی سازمان.
صندوق کودکان ملل متحد که اختصاراً یونیسف نامیده می‌شود در سال ۱۹۴۶ توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد به‌وجود آمد این صندوق به توصیه شوراء اجتماعی اقتصادی برای ارائه کمک‌های اضطراری به کودکان و نوجوانان قربانی مصایب جنگ جهانی دوم، طبق ماده ۵۵ قانون اساسی به‌وجود آمد.چند سال بعد مجمع عمومی سازمان ملل متحد، مأموریت یونیسف را به‌صورت آزمایشی برای پاسخ‌گوئی به نیازهای اجتماعی، اقتصادی و روانی میلیون‌ها کودک بی‌سرپرست به‌ویژه در کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه، تعدیل کرد.در اکتبر ۱۹۵۳، مجمع عمومی تصمیم گرفت یونیسف به‌عنوان بازوی دائمی سازمان ملل متحد کار خود را ادامه دهد، و نام آن‌را به صندوق کودکان سازمان ملل متحد تغییر داد، اگرچه علامت اختصاری و شناخته شده یونیسف را حفظ کرد.امروزه صندوق کودکان سازمان ملل متحد، به‌عنوان یکی از ارکان فرعی مجمع عمومی سازمان ملل متحد در بیش از ۱۵۰ کشور جهان، ارایه خدمات فرهنگی، اجتماعی خود را ادامه می‌دهد.● هدف یونیسفاهداف یونیسف نیز باید زیر مجموعه‌ای از اهداف مجمع عمومی سازمان ملل متحد باشد. منتهی با این پیش شرط که دایره خدمات آن به گروه سنی محدودتر که کودکان هستند، تحدید می‌گردد.این نکته یادآوری گردید که شرایط جنگ جهانی دوم و اوضاع نامطلوب میلیون‌ها کودکی که مستقیماً از اثرات این چنگ ضربات روحی و روانی و بهداشتی ویرانگری دیدند سبب تشکیل یونیسف گردید.
هدف یونیسف بهبود وضعیت این کودکان است، ولی این هدف مربوط به سال‌های نخست بعد از جنگ جهانی دوم و اغلب کشورهای اروپائی و آسیائی و آفریقائی بود که از این جنگ صدماتی دیدند.به‌ویژه کشورهای در حال توسعه را نیز در بر گرفت. در حال حاضر می‌توان اهداف یونیسف را در این موارد مهم بیان کرد: الف) کمک به بهداشت و یا گسترش بهداشت کودکان به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه.ب) کمک به بهبود وضعیت رفاهی کودکان.ج) جلوگیری از استثمار و یا بیگاری کودکان.د) پائین آوردن سطح مرگ و میر کودکان.ه) دفاع از حقوق کودکان و پیشگیری از کودک آزاری در قالب دفاع از حقوق بشر.● زمینه فعالیت‌های یونیسفیونیسف موفق شده است که چارچوبی برای حمایت و دفاع از کودکان فراهم نموده و در جهت شناسائی نیازهای آنها اقداماتی انجام دهد. لذا یونیسف، طرح‌های ملی دولت‌ها را از جهت تأثیر آن طرح‌ها بر میزان تندرستی و میزان مرگ و میر کودکان مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد.یونیسف با توجه به منابع مالی و تجهیزات خود، امکانات و ابزاری که دولت‌ها برای کنترل و پیشگیری یا مهار بیماری‌ها و بهبود تغذیه و یا تأسیس مراکز بهداشتی ـ درمانی نیاز دارند را تأمین می‌کند.همچنین هزینه آموزش معلمان، متخصصان تغذیه، مددکاران بهداشت، به‌ویژه برای فعالیت آنها در جوامع بومی خودشان را پرداخت می‌کند.● یونیسف در سال ۱۹۷۶ استراتژی متکی بر جامعه را به‌منظور پاسخ‌گوئی به نیاز میلیون‌ها کودک در جهان در حال توسعه که حتی از ابتدائی‌ترین امکانان بهداشتی، خدمات تغذیه‌ای و آموزش و پرورش محروم‌اند، اتخاذ کرد.از دید کارشناسان، این راه مؤثر، علمی و ارزان می‌باشد. به این منظور یونیسف بهورزان محلی را برای ارائه خدمات در زمینه مراقبت‌های بهداشتی، تغذیه، آب آشامیدنی سالم، آموزش و پرورش و نیز آموزش مادران و حمایت‌های دیگر از زنان و کودکان آموزش می‌دهد.این صندوق همچنان، در زمینه تغذیه نوزاد از شیر مادر و تشویق مادر با سازمان بهداشت جهانی همکاری‌های نزدیکی داشته است.از دیگر زمینه‌های مهم فعالیت یونیسف، اجراء گسترده برنامه واکسیناسیون کودکان جهان بود که تا سال ۱۹۹۰ علیه ۶ بیماری اصلی کودک سرخک، دیفتری، سیاه سرفه، کزاز، سل و فلج اطفال انجام شد.
یونیسف با همکاری سازمان بهداشت جهانی این پروژه را به انجام رسانده است.سایر زمینه‌های فعالیت یونیسف را می‌توان بهداشت مادر و کودک، آموزش و پرورش و رفاه اجتماعی کودکان یاد کرد. یونیسف به تقاضای دولت‌ها برای بهبود وضعیت کودکان ملل جهان به‌ویژه کشورهای در حال توسعه و یا توسعه نیافته، با تأکید بر کشورهای فقیر و توسعه نیافته‌تر، بدون توجه به نژاد، مذهب و جنبش، به آنها یاری می‌رساند.● ساختار تشکیلاتی یونیسفیونیسف از ارکان فرعی مجمع عمومی است که دارای وضعیت حقوق نیمه مستقل در نظام ملل متحد می‌باشد. این صندوق دارای سه رکن عمده می‌باشند. این صندوق دارای سه رکن عمده می‌باشند که عبارتند از:۱) هیئت اجرائی۲) دبیرخانه۳) دفاتر منطقه‌ایهیئت اجرائی که سیاست و خط ‌مشی یونیسف را تعیین می‌کند و در مورد برنامه‌ها و مخارج یونیسف تصمیم‌گیری می‌کند، باید پاسخگوی اقدامات خود در برابر شورای اقتصادی ـ اجتماعی مجمع عمومی باشد.هیئت اجرائی دارای ۴۱ عضو می‌باشد که برحسب توزیع جغرافیائی و نمایندگی کشورهای اصلی اهداء کننده و دریافت کننده کمک از سوی شورای اقتصادی ـ اجتماعی برای یک دوره سه ساله انتخاب می‌شوند.معمولاً این دوره‌ها از اول اوت سال انتخاب آغاز شده و در ۳۱ ژوئیه سه سال بعد پایان می‌پذیرد، توزیع کرسی‌های هیئت اجرائی به شرح ذیل است:ـ کشورهای آفریقائی ۹ کرسیـ کشورهای آسیائی و یوگسلاوی ۹ کرسیـ کشورهای اروپائی شرقی ۴ کرسیـ کشورهای آمریکائی لاتین ۶ کرسیـ کشورهای اروپای غربی و سایر کشورها ۱۲ کرسی یک کرسی دیگر هر سه سال یک بار به تناوب بین گروه‌های فوق توزیع می‌گردد.مدیر اجرائی نیز مسئول دبیرخانه یونیسف می‌باشد، وی مسئول اداره یونیسف بوده و از سوی دبیر کل سازمان ملل متحد و با مشورت هیئت اجرائی منصوب می‌گردد.
دفاتر منطقه‌ای وظیفه دارند که اهداف یونیسف را در هر منطقه عملی کنند. دفاتر یونیسف عبارت‌اند از:الف) دفاتر منطقه‌ای یونیسف برای آفریقای شرقی و جنوبی (نایروبی - کنیا)ب) دفاتر منطقه‌ای یونیسف آفریقای مرکزی و غربی (ابی‌جان - ساحل‌عاج)ج) دفاتر منطقه‌ای یونیسف آمریکائی (بوگوتا ـ کلمبیا)د) دفاتر منطقه‌ای یونیسف آسیای شرقی، پاکستان (بانکوک ـ تایلند)هـ) دفاتر منطقه‌ای یونیسف خاورمیانه و آفریقای شمالی (امارات - اردن)و) دفاتر منطقه‌ای یونیسف جنوب آسیای مرکزی (دهلی نو - هندوستان)مقر یونیسف در نیویورک می‌باشد، علاوه بر آن دارای دفاتری در ژنو، کپنهاک، سیدنی و توکیو نیز می‌باشد.● منابع مالی و درآمدهای یونیسف درآمدهای یونیسف تماماً از کمک‌های داوطلبانه دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و بین‌الدولتی و سازمان‌های غیر‌دولتی و افراد تأمین می‌شود.حدود سه چهارم این منابع را دولت‌های عضو تأمین می‌کنند و بقیه از طریق منابع غیر دولتی از قبیل سازمان‌های غیر دولتی و فروش کارت‌های تبریک و سایر تولیدات یونیسف تأمین می‌شود.بیشتر کمک‌های دریافتی برای پرداخت هزینه‌های برنامه‌های یونیسف مصرف می‌شود و بقیه صرف اجراء طرح‌های مصوب می‌شود. کمترین سهم از این درآمدها به کمک‌های اضطراری و فوری یونیسف به کودکان آسیب دیده از زلزله، سیل و جنگ هزینه می‌شود.اصولاً در مقابل هر دلار کمک یونیسف به اجرائی این برنامه‌ها دولت دریافت کننده کمک مؤظف است مبلغی مساوی با همان به یونیسف پرداخت کند. دلیل این امر به این مسئله بر می‌گردد که یونیسف معتقد است مسئولیت مراقبت اولیه از کودکان از سوی دولت‌های مربوطه می‌باشد. میزان کمک هر دولت توسط شورای اجرائی یونیسف تعیین می‌شود.
خلاصه ای از آخرین آمار فعالیت های انجام شده این سازمان به شرح زیر است :• ۷۱ میلیون کودک مورد آزمایش تراخم قرار گرفتند و از این تعداد ۴۳ میلیون درمان شدند.• ۴۲۵ میلیون کودک از لحاظ ابتلا به بیماری های عفونی آزمایش شدند و از این تعداد نیز ۲۳ میلیون معالجه شدند.• ۴۰۰ میلیون کودک در مقابل بیماری سل واکسینه شدند و میلیون ها کودک از ابتلا به بیماری مالاریا در امان ماندند.• ۴۱۵ هزار کودک مبتلا به بیماری جذام درمان شده و از مراکز مربوطه مرخص شدند.• ۱۲ هزار مرکز درمان در روستاها و هزاران بخش زایمان در ۸۵ کشور مختلف بنا شد.• کمک هایی جهت احداث ۲۵۰۰ مرکز آموزش معلمان، ۵۶ هزار مدرسه ابتدایی و راهنمایی، ۹۶۵ مرکز کارآموزی و ۶۰۰ مرکز برای آموزش تغذیه صحیح به پرسنل، انجام شده است.• امکانات و تجهیزات لازم برای راه اندازی ۴۰۰۰مرکز تغذیه و ۹۰۰۰ فضای سبز فراهم شده است.• ۲۵۰۰ مرکز نگهداری روزانه، ۳۰۰ کانون مخصوص بانوان و ۳۵۰۰ انجمن تاسیس شده.• غذای کمکی و پوشاک بین میلیون ها کودک توزیع شده و کمک های ضروری برای صدها هزار کودک قربانی در سیل، زلزله و حوادث طبیعی دیگر که احتمال وقوع آنها وجود دارد، فراهم شده است.● عمل‌کرد یونیسف در ایرانجمهوری اسلامی ایران از جمله اعضاء یونیسف است که دیرتر از سایرین به این صندوق پیوست کشور ایران در سال ۱۳۶۲ هـ.ش (۱۹۸۳) عضو این صندوق شد. همکاری یونیسف با وزارت بهداشتی و درمان، در ارتباط با طرح واکسیناسیون عمومی و مبارزه با بیماری‌های اسهال متمرکز بوده است.در این دوره همکاری یونیسف به‌صورت ارائه خدمات مشاوره‌ای از طریق کارشناسان فعالیت‌های آموزشی، تهیه تجهیزات و حمایت مالی از طرح‌های دولت بوده است.مهمترین اقدامات یونیسف در ایران کاهش میزان مرگ‌ومیر کودکان است. در سال ۱۹۸۸ سه محور مهم شروع شد که این اقدامات عبارت است از: ۱) تشریع دو برنامه واکسیناسیون در استان‌هائی که سطح واکسیناسیون در آنها پائین است.۲) تسریع آموزش ماماهای دوره دیده.۳) سازماندهی مبارزه ملی با بیماری‌های اسهالی از طریق مایه درمانی خوراکی.سایر اقدامات یونیسف در ایران در دهه ۱۹۹۰ را می‌توان به این شرح ذکر کرد:۱) ادامه حمایت از طرح واکسیناسیون همگانی و گسترش پوشش طرح مزبور در مناطقی که نیاز بیشتری به این حمایت دارند.۲) مشارکت در بازسازی سیستم‌ها و مراکز بهداشتی و مراکز آموزش بهورزی در مناطق جنگ زده.۳) کمک به پناهندگان افغانی مقیم ایران و ارایه خدمات به مادران و کودکان افغانی.۴) ارایه کمک‌های اضطراری به زلزله زدگان ۳۰ خرداد ۱۳۶۹ در استان‌های زنجان و گیلان.۵) فعالیت‌های حمایتی در زمینه برنامه‌ریزی ایمنی دوران بارداری و تنظیم خانواده.۶) آموزش بهداشت در مورد بیماری ایدز و همکاری با وزارت بهداشت در افزایش آگاهی عمومی.۷) وارد کردن پیام‌های بهداشتی در کتاب‌های دوره نهضت سوادآموزی در اثر ترغیب و تشویق مداوم یونیسف.۸) فعالیت‌های تبلیغی درباره کنفرانس سران برای کودکان و تشویق مقامات ایرانی جهت پیوستن به کنوانسیون حقوق کودک.۹) حمایت از برنامه‌های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در زمینه کنترل بیماری‌های حاد تنفسی از طریق ارایه کمک‌های فنی و تهیه مطالب کمک آموزشی.
منبع:سايت پزشكان بدون مرز